بسم الله الرحمن الرحیم 

*( الهُمَ صَلی عَلی مُحَمّد وَ آل مُحَمّد )*
 

بسیارى از مردم تنها زمانى با توجّه دست به دعا مى شوند که در بند مشکل ها مى افتند و در بى راهه ها دست و پا مى زنند، امّا به طبیعت، این گونه اند که آن گاه که در اثر دعاهایشان خداوند مشکلات و گرفتارى هایشان را برطرف مى کند، باز به حالت سابق خویش برمى گردند و در غفلتى که گذشتگان آن را آزمودند و پوچى آن را احساس کردند، فرو مى روند.
خداوند در قرآن به این ویژگى انسان اشاره کرده و مى فرماید:
(وَ إِذَا مَسَّ الاِْنسَـنَ الضُّرُّ دَعَانَا لِجَنـبِهِ أَوْ قَاعِدًا أَوْ قَآئِمًا فَلَمَّا کَشَفْنَا عَنْهُ ضُرَّهُ مَرَّ کَأَن لَّمْ یَدْعُنَآ إِلَى ضُرّ مَّسَّهُ کَذَ لِکَ زُیِّنَ لِلْمُسْرِفِینَ مَا کَانُوا یَعْمَلُونَ)(106)؛ و چون انسان را آسیبى رسد، ما را ـ به پهلو خوابیده یا نشسته یا ایستاده ـ مى خواند، و چون گرفتاریش را برطرف کنیم چنان مى رود که گویى ما را براى گرفتاریى که به او رسیده، نخوانده است. این گونه براى اسراف کاران، آنچه انجام مى دادند زینت داده شده است.
(وَ إِذَا مَسَّکُمُ الضُّرُّ فِى الْبَحْرِ ضَلَّ مَن تَدْعُونَ إِلاَّ إِیَّاهُ فَلَمَّا نَجَّاکُمْ إِلَى الْبَرِّ أَعْرَضْتُمْ وَ کَانَ الاِْنسَـنُ کَفُورًا)(107)؛ و چون در دریا به شما صدمه اى برسد، هرکه را جز او مى خوانید ناپدید [و فراموش] مى گردد، و چون [خدا] شما را به سوى خشکى رهانید، روى گردان مى شوید، و انسان همواره ناسپاس است .
(وَ إِذَا مَسَّ النَّاسَ ضُرٌّ دَعَوْا رَبَّهُم مُّنِیبِینَ إِلَیْهِ ثُمَّ إِذَآ أَذَاقَهُم مِّنْهُ رَحْمَةً إِذَا فَرِیقٌ مِّنْهُم بِرَبِّهِمْ یُشْرِکُونَ)(108)؛ و چون مردم را زیانى برسد، پروردگار خود را در حالى که به درگاه او توبه مى کنند، مى خوانند، و آنگاه که از جانب خود رحمتى به آنان چشانید به ناگاه دسته اى از ایشان به پروردگارشان شرک مى آورند.
(وَ إِذَا مَسَّ الاِْنسَـنَ ضُرٌّ دَعَا رَبَّهُ مُنِیبًا إِلَیْهِ ثُمَّ إِذَا خَوَّلَهُ نِعْمَةً مِّنْهُ نَسِىَ مَا کَانَ یَدْعُوا إِلَیْهِ مِن قَبْلُ وَ جَعَلَ لِلَّهِ أَندَادًا لِّیُضِلَّ عَن سَبِیلِهِ)(109)؛ و چون به انسان آسیبى رسد، پروردگارش را ـ در حالى که به سوى او بازگشت کننده است ـ مى خواند؛ سپس چون او را از جانب خود نعمتى عطا کند، آن [مصیبتى] را که در رفعِ آن پیشتر به درگاه او دعا مى کرد، فراموش مى نماید و براى خدا همتایانى قرار مى دهد تا [خود و دیگران را] از راه او گمراه گرداند.
(فَإِذَا مَسَّ الاِْنسَـنَ ضُرٌّ دَعَانَا ثُمَّ إِذَا خَوَّلْنَـهُ نِعْمَةً مِّنَّا قَالَ إِنَّمَآ أُوتِیتُهُ عَلَى عِلْم بَلْ هِىَ فِتْنَةٌ وَ لَـکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لاَ یَعْلَمُونَ)(110)؛ و چون انسان را آسیبى رسد، ما را فرا مى خوانَد؛ سپس چون نعمتى از جانب خود به او عطا کنیم مى گوید: «تنها آن را به دانش خود یافته ام». نه چنان است، بلکه آن آزمایشى است، ولى بیشترشان نمى دانند.
سفارش مؤکد قرآن و پیشوایان دین آن است که در هر حال، چه در آسایش و چه در سختى، باید به دعا و توسّل و تضرع به درگاه الهى پرداخت. آیات و روایات این را نیز مى آموزند که در سختى ها و تنگناها باید توسل و تضرع بیشترى به درگاه او نمود و از رحمت گسترده اش نومید نشد. براى مثال در آیاتى از قرآن مى خوانیم:
(قُلْ أَرَءَیْتَکُمْ إِنْ أَتَاکُمْ عَذَابُ اللَّهِ أَوْ أَتَتْکُمُ السَّاعَةُ أَغَیْرَ اللَّهِ تَدْعُونَ إِن کُنتُمْ صَـدِقِینَ * بَلْ إِیَّاهُ تَدْعُونَ فَیَکْشِفُ مَا تَدْعُونَ إِلَیْهِ إِن شَآءَ وَتَنسَوْنَ مَا تُشْرِکُونَ * وَلَقَدْ أَرْسَلْنَآ إِلَى أُمَم مِّن قَبْلِکَ فَأَخَذْنَـهُم بِالْبَأْسَآءِ وَالضَّرَّآءِ لَعَلَّهُمْ یَتَضَرَّعُونَ * فَلَوْلاَ إِذْ جَآءَهُم بَأْسُنَا تَضَرَّعُوا وَلَـکِن قَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَزَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطَانُ مَا کَانُوا یَعْمَلُونَ)(111)؛ بگو: «به نظر شما، اگر عذاب خدا شما را در رسد یا رستاخیز شما را دریابد، اگر راستگویید، [کسى] غیر از خدا را مى خوانید؟ [نه]، بلکه تنها او را مى خوانید، و اگر او بخواهد، رنج و بلا را از شما دور مى گرداند، و آنچه را شریک [او] مى گردانید فراموش مى کنید.» و به یقین، ما به سوى امت هایى که پیش از تو بودند، [پیامبرانى] فرستادیم، و آنان را به تنگى معیشت و بیمارى دچار ساختیم، تا به زارى و خاکسارى درآیند. پس چرا هنگامى که عذاب ما به آنان رسید تضرع نکردند؟ ولى [حقیقت این است که] دلهایشان سخت شده، و شیطان آنچه را انجام مى دادند بر ایشان آراسته است.
(وَادْعُوهُ خَوْفًا وَطَمَعًا إِنَّ رَحْمَتَ اللَّهِ قَرِیبٌ مِّنَ الُْمحْسِنِینَ)(112)؛ و با بیم و امید او را بخوانید که رحمت خدا به نیکوکاران نزدیک است.
(أَمَّن یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَ یَکْشِفُ السُّوءَ وَ یَجْعَلُکُمْ خُلَفَآءَ الاَْرْضِ أَءِلَـهٌ مَّعَ اللَّهِ قَلِیلاً مَّا تَذَکَّرُونَ)(113)؛ یا [کیست] آن کسى که درمانده را ـ چون وى را بخواند ـ اجابت مى کند، و گرفتارى را برطرف مى گرداند، و شما را جانشینان این زمین قرار مى دهد؟ آیا معبودى با خدا است؟ چه کم پند مى پذیرید.
همان گونه که گفتیم، علاوه بر ارزش همیشگى دعا و تضرّع و توسل، برخى روایات ما را به دعا در هنگام سختى فرا مى خوانند. از جمله رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) فرمودند:
ممّا أَعْطَى اللهُ به أُمّتی وفَضَّلَهم بِهِ على سائِرِ الأُمَمِ أعطاهم ثلاثَةَ خصال لم یُعْطِها إلاّ نبیّ... و کان إذا بعث نبیّاً قال له: «إذا أَحزنَکَ أمر تُکْرِهُهُ فَأدعُنى أَستَجِبْ لک». و إنّ اللهَ اعطى أُمَّتی ذلک حیثُ یقول: ادْعُونِى أَسْتَجِبْ لَکُمْ (114)ـ(115).
از چیزهایى که خداوند به امتم عطا فرمود و به خاطرش آن ها را بر امت هاى دیگر برترى داد، این بود که سه خصلتى را بدیشان بخشید که [پیش از آن] جز به پیامبرى نبخشیده بود.... و هرگاه پیامبرى بر مى انگیخت، به وى مى فرمود: « زمانى که چیزى را ناخوش مى دارى و آن تو را غمگین مى سازد، مرا بخوان تا تو را اجابت کنم». و به یقین خداوند تعالى آن (مقام) را به امت من [نیز] بخشید؛ آن جا که فرمود: «مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم».
حفص بن سالم خیاط مى گوید: در مدینه بر امام موسى بن جعفر(علیه السلام) وارد شدم و امانتى که نزدم بود به ایشان رساندم. آن حضرت فرمودند:
[این پیام را] به هم کیشانت برسان و به آن ها بگو: تقواى خداى عزّوجلّ را پیشه کنید که شما در حکومت حاکمى خون ریز (دوانیقى) هستید، پس زبانتان را و جان و دینتان را نگاه دارید و آنچه را از آن بر ما و خودتان واهمه دارید، با دعا دفع کنید که به خدا قسم دعا و درخواست از خدا حتى بلائى را که از قضا و قدر گذشته و تنها عینیت یافتنش باقى مانده باشد، بر مى گرداند. لذا زمانى که [بنده] به درگاه الهى دعا کند و درخواست نماید، بلا برمى گردد [و چه برگشتنى!]. پس در دعا پافشارى کنید تا خداوند شما را از [شرّ] آن [بلا] کفایت کند.
زمانى که سخن امام کاظم(علیه السلام) را به دوستانم رساندم، آن ها چنین کردند و براى [مرگ] دوانیقى دعا نمودند. اتفاقاً این داستان در سالى واقع شد که دوانیقى در آن سال (براى حج) به مکه رفته بود. و [در اثر دعاى آنان] قبل از انجام مناسک حج، دوانیقى در بئر میمون مرد و خدا ما را راحت کرد و من در همان سال به حج مشرف شدم. آن گاه نزد امام کاظم(علیه السلام) رفتم حضرت به من فرمودند:
اى ابو ولاّد! موفقیت (و تأثیر) دعا براى مرگ دوانیقى را که شما را بدان امر و بر آن تحریک کردم، چگونه یافتى؟! اى ابو ولاّد! هرگاه بلایى بر بنده مؤمن نازل شود و خداوند به او الهام کند که [براى رفع آن] دست به دعا بردارد [و او چنین کند]؛ به یقین آن بلا را به سرعت برطرف مى کند و چون بلایى بر بنده مؤمنى نازل شود و او [براى رفع آن بلا] از دعا خوددارى کند؛ آن گرفتارى به درازا مى کشد. پس آن گاه که بلایى نازل مى شود، دعا کنید(116).
بى تردید دعا نقشى عظیم در برآورده شدن حاجت ها و برطرف شدن مشکلات دارد و از جمله درباره نیاز به ازدواج و مشکل عزوبت نیز سزاوار است که به درگاه خدا دعا و تضرع و توسل نمود تا این بحران فروکش کند؛ البته توجه به قانون اسباب و مسببات تکوینى الزامى است.
در روایات اسلامى ادعیه اى نیز براى تسهیل امر ازدواج وارد شده است. مرحوم کفعمى(117) در کتاب الجنّة الواقیة ضمن شرح خواص آیاتى از سوره فرقان گفته است: هر بى همسرى که بخواهد ازدواج کند، باید سه روز روزه بگیرد و هر شب هنگامى که به بستر مى رود، این آیات را 21 مرتبه بخواند و از خدا استجابت دعاى خویش را بخواهد و این کار را هر ماه تکرار کند. به یقین خداوند سبحان امر ازدواج او را آسان مى کند(118).
آن آیات چنین است:
(رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَ جِنَا وَذُرِّیَّـتِنَا قُرَّةَ أَعْیُن وَ اجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَامًا * أُولَـئِکَ یُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِمَا صَبَرُوا وَ یُلَقَّوْنَ فِیهَا تَحِیَّةً وَ سَلَـمًا * خَــلِدِینَ فِیهَا حَسُنَتْ مُسْتَقَرًّا وَ مُقَامًا)(119)؛ و کسانى که مى گویند: پروردگارا، به ما از همسران و فرزندانمان آن ده که مایه روشنىِ چشمان [ما] باشد، و ما را پیشواى پرهیزگاران گردان. اینانند که به [پاس] آنکه صبر کردند، غرفه[هاى بهشت را] پاداش خواهند یافت و در آنجا، با سلام و درود مواجه خواهند شد. در آنجا، جاودانه خواهند ماند، چه خوش قرارگاه و مقامى!
پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) نیز خطاب به امیرمؤمنان على(علیه السلام) مى فرمایند:
اى على! [سوره] یس بخوان که در آن ده گونه برکت [نهفته] است. هر گرسنه اى آن را بخواند سیر شود، هر تشنه اى آن را بخواند سیراب شود، هر عریانى آن را بخواند پوشانده شود، هر بیمارى آن را بخواند نجات یابد، هر عزبى آن را بخواند ازدواج کند، هر هراسانى آن را بخواند از خطر حفظ شود، هر اسیرى آن را بخواند از بند برهد، هر مسافرى آن را بخواند بر سفرش یارى شود، هر گم کرده اى آن را بخواند خداوند گمشده اش را به وى بازگرداند، هر زندانى آن را بخواند آزاد شود، هر بدهکارى آن را بخواند دینش ادا شود، و بر هر میتّى خوانده شود در آن لحظه خداوند (در عذابش) تخفیف دهد(120).
از امام رضا(علیه السلام) نیز نقل شده که اگر خواستى ازدواج کنى، از خداى متعال طلب خیر بنما و آن را به اجرا بگذار. سپس دو رکعت نماز بجاى آور و دستهایت را بلند کن و بگو:
اللّهم إنّی أُریدُ التزویجَ فَسَهِّلْ لی مِنَ النساءِ أحسنهُن خَلقاً و خُلقاً و أَعفَّهُنّ فَرْجاً و أحفَظهُن نَفْساً فیّ و فی مالی و أکملهُنّ جمالاً و أَکثَرهُنّ أولاداً(121)؛ بار خدایا من مى خواهم ازدواج کنم پس [ازدواج با] زنى را برایم مقدر و آسان کن که در میان زنان خوش اخلاق ترین و زیباترین و پاکدامن ترین باشد و [در نبودن من] با خویشتن دارى، در حفظ [آبروى] من و مالم سخت بکوشد و در زیبایى کامل ترین و پر اولادترین باشد.
نیز روزى امام صادق(علیه السلام) از ابوبصیر پرسیدند: چون کسى از شما [قصد] ازدواج کند، چگونه [باید] عمل کند؟ ابوبصیر گفت: نمى دانم. حضرت فرمودند: زمانى که کسى مى خواهد ازدواج کند، باید دو رکعت نماز بگزارد و خدا را ستایش کند و سپس بگوید:
اللّهـمَّ إنّی اُریدُ التزویجَ فقدِّر لی مِنَ النّساءِ أعَفَّهُنّ فَرْجاً و أحْفَظَهُنّ لی فی نفسها و فی مالی و أوسعَهُنّ رزقاً و أعظمَهُنَّ بَرَکةً و قَدِّر لی وَلَدَاً طیّباً تَجْعَلُه خَلَفاً صالحاً فی حیاتی وبعدَ مماتی(122)؛ بار خدایا! من مى خواهم ازدواج کنم، پس از میان زنان کسى را برایم مقدّر کن که پاک دامن ترین و براى حفظ آبروى من خود نگه دارترین و براى اموال من نگه دارترین و پر روزى ترین و پر برکت ترین باشد و برایم فرزند پاکى را مقدّر کن که در زندگى و بعد از مرگم او را برایم خلفى صالح قرار دهى.
بنابراین سزاوار است دختران و پسران به درگاه الهى متوسل شوند و فراهم شدن زمینه ازدواجشان را از او بخواهند و براى رهایى از مشکل تجرد که مورد نکوهش شارع مقدس است، از او یارى بطلبند، چه این که هر کس به سوى آسمان دست بلند کند و صادقانه حاجت خویش را بخواهد، بى تردید نومید باز نمى گردد.

ادامه دارد ...

برگرفته از کتاب جوانان؛ ازدواج وراهکارها

نوشته آیت الله محمد شیرازی

اَللّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ آخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلى ذلِکَ
 


X