بسم الله الرحمن الرحیم

*( الهُمَ صَلی عَلی مُحَمّد وَ آل مُحَمّد )*

متأسفانه این معضل همچنان پابرجا است، چه این که بسیارى از پدران و مادران براى حل معضل عزوبت فرزندانشان و گریز از پیامدهاى منفى آن تلاش کرده اند، ولى پس از رنجى دراز با این که درهاى بسیارى را کوبیدند موفق به حل آن نشده اند.
راستى علت این درماندگى چیست و نقص کار در کجاست؟ با این که در روایات بسیارى به وضوح بر نقش عظیم والدین در به سرانجام رسیدن این عمل تصریح شده است چرا این پدران و مادران در حل این مشکل موفق نشده اند؟
جواب این است که بسیارى از پدران و مادران در حل مشکل عزوبت فرزندانشان جدّى نیستند، و گرنه رویگردانى آنان از سنّت رسول اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) در امر ازدواج و سفارش اسلام به شتاب کردن در تزویج پسران و دختران، هیچ دلیل و معناى منطقى ندارد.
مى بینیم پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) به منظور آسان کردن امر ازدواج به کاستن مقدار مهریه ها دعوت کرده فرموده اند: برترین زنان امت من زیباروى ترین و مهر اندک ترین آنانند(87). همچنین حضرتش مسلمانان همه عالم را، به ساده زیستن در زندگى فرا خوانده و فرموده اند که مادیات را به مانعى براى ازدواج بدل نکنند و مؤمن را کفو و همتاى مؤمن دانسته اند. حسب و نسب و مال و خانه و مانند آن در اسلام و آموزه هاى پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) و خاندان پاکش جایى ندارند، اما ـ متأسفانه ـ این سنّت پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم)امروز مورد عمل مسلمانان قرار نمى گیرد.
بسیارى از پدران ومادران در این زمانه از سنّت حضرت رسول(صلى الله علیه وآله وسلم)روى برتافته و به مادیات توجه داشته، براى ازدواج شروطى گذاشته اند که عملاً از تزویج دختران و پسرانشان جلوگیرى مى کند. براى نمونه، این که پسر باید دارا و برخوردار از مال و موقعیت ممتاز اجتماعى باشد، و یا دختر از خانواده اى ثروتمند باشد و یا نظایر آن. با این حال توقع دارند که از معضل تجرد که گریبان گیرشان شده رها شوند. شگفتا! با چنان رویگردانى آشکار، چگونه این رهایى امکان دارد؟! براى این که پدران و مادران در حل مشکل عزوبت فرزندانشان توفیق یابند، باید به سنّت هاى اسلامى در ازدواج بازگردند و با پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) پیمان ببندند که به سفارش هاى مهمّ ایشان در این باره پایبند باشند، چرا که در غیر این صورت، معضل تجرد دختران و پسران همچنان بر کشورهاى ما حاکم خواهد بود و پدران و مادران به خاطر پیامدها و مشکلاتى که مجرّد ماندن فرزندانشان به وجود آورده، در رنج خواهند ماند.
حسین بن بشار مى گوید: درباره مردى که براى خواستگارى [دخترم] آمده بود، به امام باقر(علیه السلام) نامه اى نوشتم و از ایشان کسب تکلیف کردم، حضرت چنین پاسخ دادند:
من خطب إلیکم فرضیتم دینَهُ و أمانَتَهُ کائناً مَن کانَ فزوِّجوه، إلاّ تفعلوه تَکُن فتنةً فی الأرضِ و فساد کبیر(88)؛ هر کس در هر موقعیتى به خواستگارى نزد شما آمد و دیندارى اش را پسندیدید و او را امین یافتید، او را همسر دهید که اگر چنین نکنید، در زمین فتنه و تباهى بزرگى پدید خواهد آمد.
رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) فرموده اند:
إنّما أنا بشر مثلُکُم أتزوّجُ فیکم و اُزَوِّجُکُم إلاّ فاطمة فإنّ تزویجهَا نَزَلَ مِنَ السماءِ(89)؛ من نیز بشرى مثل شما هستم که در میان شما ازدواج مى کنم و به شما همسر مى دهم مگر فاطمه را که همسرى او از آسمان فرو فرستاده شده [و به فرمان الهى] است.
امام جعفر صادق(علیه السلام) نیز مى فرمایند:
المؤمنون بعضُهُم أکفاءُ بعض(90)؛ مؤمنان، برخى کفو و همتاى برخى دیگرند.

ادامه دارد ...


برگرفته از کتاب جوانان؛ ازدواج وراهکارها

نوشته آیت الله محمد شیرازی

اَللّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ آخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلى ذلِکَ


X